روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )

95

سفرنامه كلاويخو ( فارسى )

شهر مياييم . در همين چهار شنبه بود كه امپراطور از نخجير بازگشت و براى ما نيمى از خوك وحشى را كه خود وى شكار كرده بود فرستاد . فرداى آن روز يعنى پنجشنبه كه مصادف بود با اول نوامبر ، چنان كه قرار بود به قسطنطنيه رفتيم و با مسر ايلاريو كه در كنار دروازهء كينگوس با بسيارى از درباريان امپراطور بانتظار ما ايستاده بود ، ملاقات كرديم . همه سوار بر اسب به تماشاى كليسياى سن مارى ( بلاكرنه ) * رفتيم . اين كليسيا در داخل كوى ( بلاكرنه ) * است و نزديك دژى است ( كه برج « آنماس » نام دارد ) اين دژ اينك ويران است . اما در روزگار پيشين اقامتگاه سفيرانى بود كه بدربار امپراطور ميآمدند . از قرار معلوم اين برج بدست امپراطور ژان پالئو لوگوس يا امپراطور مانوئل ويران شد . بدان سبب كه پسر ارشد او ( آندرونيكوس ) چنان كه شرح آن بيايد پدر را در اين برج زندانى ساخته بود . اين كليسيا سابقا نماز خانهء كاخ سلطنتى ( بلا كرنه ) بود و مشتمل است بر يك بناى عمده كه داراى سه شبستان ( يا بهتر بگوئيم يك شبستان و دو راهرو ) است . شبستان آن از راهروها پهن‌تر و مرتفع‌تر است . راهروها پست‌تر ساخته شده‌اند و ايوانهايى دارند ( كه طبقهء دوم را تشكيل ميدهند ) . از آنجا ميتوان شبستان را تماشا كرد . سقف شبستان و راهروها همه بر ستونهاى يشم سبز استوار است . پايهء ستونهاى مزبور از سنگ مرمر سفيد است كه با نهايت استادى بر آنها نقوش و پيكرها كنده‌اند . ديوارهاى راهروها تا نيمى از الواح رنگارنگ يشم پوشيده شده است . در حجارى اين الواح نيز استادى فوق العاده به كار رفته و نقوش بديع در آنها پديدار گشته است . سقف شبستان ميانى بسيار نفيس و با تيرهاى مربع القاعده كاملا استوار گرديده است و بر آنها روپوشى كلفت از زر كشيده‌اند . گو اينكه اين بناى كهنه چنان است كه در بعضى نقاط قابل مرمت و تعمير به نظر نميرسد ، طلا كارى و هنرى كه در سقف مذكور در فوق به كار رفته است چنان عالى است و چنان بدقت از آن توجه كرده‌اند كه پندارى هم اكنون از زير دست كارگران بيرون آمده است . در شبستان يك پرستشگاه